فرا رسیدن
دهم دسامبر(نوزدهم آذر)
روز جهانی حقوق بشر را به همه انسانها تبریک می گویم.
امروز از طرف انجمنی که من هم یک عضو آن هستم با همکاری یکی دیگر تشکلهای غیر دولتی اهواز یک برنامه مشترک برای گرامیداشت این روز با حضور آقای دکتر شریف از فعالان حقوق بشر کشورمان و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر داشتیم که طی دو سه روز آینده در مورد این برنامه سعی می کنم یک مطلب بنویسم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 0 قبل از ظهر  توسط ابراهیم موسوی
|
در چند روز گذشته سه تن از فعالان حقوق بشر کشورمان موفق به دریافت جوایزی از سوی نهادهای حقوق بشری بین المللی شدند. عمادالدین باقی فعال حقوق بشر و رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان برنده جایزه ای شد که از سوی کمیسیون ملی حقوق بشر فرانسه به وی و انجمن تحت مدیریتش اهدا شد. پرستو دوکوهکی، روزنامه نگار و از مدافعان حقوق زنان در ایران و نویسنده وبلاگ "زن نوشت" برنده جایزه مسابقه بين المللى انتخاب وبلاگهاى برتر توسط دويچه وله شد. وی توانست جایزه بهترین وبلاگ ژورنالیستی را در این رقابت جهانی نصیب خود کند.و انجمن مطالعات خاورميانه در امريكاى شمالى نیزجايزه امسال ”آزاديهاى علمى“ خود را به نويسنده و روزنامهنگار ايرانى در بند" اكبر گنجى" اعطا كرد. اين جايزه به پاس تأثيرگذارى اكبر گنجى بر جامعه روشنفكرى ايران به او تعلق گرفت.
با امید به اینکه اکبر گنجی هرچه زودتر آزاد بشود برای عمادالدین باقی و پرستو دوکوهکی آرزوی موفقیت های روز افزون دارم چون این دو بزرگوارشایستگی و توانایی کسب موفقیتهای بیشتری راهم دارند.
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 0 قبل از ظهر  توسط ابراهیم موسوی
|
عاشقم، می سوزم تا ابد،اگه راه و رسم عاشقی اینه...
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 8 بعد از ظهر  توسط ابراهیم موسوی
|
دیشب خانواده رفته بو دند میهمانی و من در خانه تنها بودم و حوصله غذا درست کردن و حتی غذا خریدن رو هم نداشتم و طبیعتا تا آخر شب گرسنه ماندم.
در این میان برای من اتفاق جالبی پیش آمد که بد نیست برایتان تعریف کنم.
من خواهری دارم که در یکی از دانشگاههای استان خوزستان درس می خواند.و هفته ای یکبار برای استراحت و دیدار با ما به اهواز هم سری میزند.دیشب هم آخر شب که با خانواده از میهمانی به خانه آمد برای خودش مقداری. گوشت پخته و پلو درست کرد که با خود به خوابگاه ببرد، من هم که آخر شب خیلی گرسنه بودم هوس کردم غذایی را که او بعد از پختن توی فریزر گذاشته بود یه مقداریش رو بخورم.
در فریزر را که باز کردم مثل شیرفرهاد در سریال شبهای برره وجدانم بهم گفت: ((ابراهیم این کار درستی نیست ،بزار خواهرت همه غذایی رو که درست کرده با خودش ببره )) در آن لحظه در مقابل یک دوراهی بودم. وجدانم می گفت غذا رو نخورم و شکمم می گفت اون رو بخورم. انصافا دوراهی سختی بود!
ولی بالاخره یه راه رو انتخاب کردم و بجای شام یه لیوان شیر با یک کلوچه خوردم.
وجدان هم گاهی اوقات حال آدم رو می گیره.مگه نه؟
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 11 بعد از ظهر  توسط ابراهیم موسوی
|
هوای عشق تازه نیست تو رگهام...
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 5 قبل از ظهر  توسط ابراهیم موسوی
|

دیروز بعد از ظهر انفجار دو بمب در مرکز شهر اهواز باعث کشته و زخمی شدن چند تن از هموطنانمان ( و همشهریان من ) شد.
نمی دانم چه اشخاص یا گروه هایی و با چه نیتی به این عمل غیر انسانی دست زده اند اما می توانم به جرات نام آنها را بیان کنم!
آری، آنها هیچ نامی شایسته تر و زیبنده تر از جنایتکار ندارند.
اصل خبر
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 1 قبل از ظهر  توسط ابراهیم موسوی
|
حسين صفار هرندي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي طي بخشنامهاي
خواستار عدم حضور زنان بعد از ساعت 18 در وزارت ارشاد و ادارات تابعه آن شده است.
در اين بخشنامه آمده است: با توجه به نقش حساس زنان كشورمان در تعالي جامعه اسلامي و ضرورت حضور موثر بانوان در كانون گرم خانواده جهت ايفاي وظيفه حساس تربيت فرزندان به حسب دستور وزير محترم، مقتضي است از حضور همكاران خانم در كليه واحدها بعد از ساعت 18 خودداري فرمائيد.
به نظر شما آیا این استدلالها می تواند زنان ما را نسبت به پذیرش این تبعیض آشکار توجیه کند.
اصل خبر.
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 1 قبل از ظهر  توسط ابراهیم موسوی
|
روز جهانی کودک را پشت سر گذاشتیم.
اما براستی شانه های ما جوانان امروز و والدین فردا برای تحمل بار سنگین تربیت فرزندانمان و احترم به حقوق آنها تحمل کافی رادارد.
نمی دانم!
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 1 قبل از ظهر  توسط ابراهیم موسوی
|
دیروز با ماشین یکی از دوستانم در حال رفتن به محلی بودیم.
دقیقا نمیدانم چه اتفاقی افتاد اما دوستم گفت:ابراهیم موقع رانندگی سعی کن پشت ماشینی که یه زن جماعت رانندشه قرار نگیری.
به نظر شما این حرف چه دلایلی می تواند داشته باشد.
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 0 قبل از ظهر  توسط ابراهیم موسوی
|
سه روز پیش سری به
وبلاگ خوابگرد زدم تا بتوانم از مطالبی که در این وبلاگ در مورد شیوه نگارش صحیح وجود دارد استفاده کنم.
بعد از مطالعه مطالب مورد نظرم با خوشحالی نسبت به اینکه نکات مفیدی در مورد چگونگی نوشتن مطالب یاد گرفته ام یک مطلب کوتاه در وبلاگم نوشتم (مطلب قبلی) که فقط چهار خط بود.
بعد از یک روز متوجه شدم که در این چهار خط چهار غلط املایی دارم!
البته مطلب قبلی دیگه غلط املایی نداره چون اصلاحش کردم.
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 7 بعد از ظهر  توسط ابراهیم موسوی
|